همسویی استراتژی با مدیریت فرآیندها

در تحلیل و بررسی اصل پنجم، اداره کردن/حکمرانی، برای تبدیل استراتژی به یک روند و فرآیند متداوم، سیستم جامعی به نام سیستم حلقه – بسته مدیریت پیوند استراتژی با عملیات شکل گرفت(کاپلان و نورتون، 2008).
آنچه این سیستم را در این تحقیق متمایز می‏کند، ارائه مفهومی تحت عنوان همسویی استراتژی واحد کسب‏وکار با عملیات است. اعتقاد بر این است که یک سازمان قادر به حفظ موفقیت خود نخواهد بود، تا زمانی که استراتژی خود را با فرآیندهای مدیریتی و عملیاتی پیوند دهد (کاپلان و نورتون، 2006).
نبود مطالعات نظام‏مند در بررسی لزوم شکست اهداف کلان به سطوح عملیاتی و همراستا بودن اقدامات عملیاتی با اهداف استراتژیک در چارچوب BSC بسیار بارز است. بطوریکه آقایان کاپلان و نورتون نیز در مطالعات خود در همسویی فرآیندها، صرفا به بررسی همسویی استراتژی با مدیریت فرآیندها در جهت بهبود فرآیندهای مرتبط با اولویت‏های استراتژیک پرداخته‏اند.
ازجمله مطالعات صورت گرفته در بررسی همسویی فرآیندها و اهداف استراتژیک می‏توان به مقاله فرهنگ‏فر و خورشیدی (1392) اشاره کرد. آن‏ها با ترکیب چارچوب کارت امتیازی متوازن با مدل گسترش عملکرد کیفیت ، ابزار مناسبی جهت تحقق رویکرد فرآیندی در مدیریت استراتژی سازمان ارائه می‏دهند. آن‏ها با استفاده از خانه کیفیت QFD روابط دوبه‏دوی منظر مالی با استراتژی کلان سازمان، روابط مناظر چهارگانه کارت امتیازی متوازن با یکدیگر و درنهایت منظر فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری با فرآیندهای اصلی سازمان را بررسی کردند.
2-4-5-2- همسویی استراتژی و منابع سازمانی
این نوع همسویی برگرفته از حلقه طرح‏ریزی عملیات از سیستم حلقه- بسته مدیریت پیوند استراتژی با عملیات ارائه‌شده توسط کاپلان و نورتون (2006، 2008) می‏باشد و در کنار همسویی مدیریت فرآیند با استراتژی و مکمل آن عنوان می‏شود. هدف اطمینان از انعکاس ظرفیت‏سنجی منابع، برنامه‏های عملیات و بودجه‏ها، مسیر و نیازهای استراتژی به‌طور مناسب می‏باشد.
خلاصه‏ مطالعات مرتبط با ساختارهای همراستایی در چارچوب BSC، در جدول 2-4 قابل‌مشاهده می‏باشد:

جدول 2- 4- پژوهش‏های مرتبط با ساختارهای همسویی در BSC
مطالعات مرتبط ساختار همراستایی
کاپلان و نورتون (2004، 2006)
یانگ و همکاران (2013)
ویتچر و چاو (2007) تناسب استراتژیک
کاپلان و نورتون (2006)
دکن و بروگمن (2006) همسوسازی سازمانی
کاپلان و نورتون (2006)
دکن و بروگمن (2006)
کتوریا و همکاران (2007) همسویی منابع انسانی
نورتون و کاپلان (2006، 2008) همسویی سیستم‏های کنترل و برنامه‏ریزی
نورتون و کاپلان (2006، 2008)
فرهنگ‏فر و خورشیدی (1392) همسویی استراتژی با مدیریت فرآیند‏ها
نورتون و کاپلان (2006، 2008) همسویی استراتژی با منابع سازمانی

2-5- متدولوژی‏ها
در این بخش، متدولوژی‏، الگوها و استانداردهای مورد استفاده جهت پیشبرد پژوهش تشریح می‏شود. سعی شده است تا ضمن تشریح هر ابزار، الگو و متدولوژی معرفی‌شده، با استفاده از مرور ادبیات مرتبط متدولوژی‏ها در حوزه BSC، دلایل انتخاب هر یک و نقش آن‏ها در مطالعه شکاف شناسایی‌شده، در ادامه تشریح شود.

2-5-1- زنجیره ارزش پورتر و طراحی نقشه فرآیندی
مفهوم زنجیره ارزش ابتدا توسط میشائیل پورتر (1985) موردبحث قرار گرفت. ماهیت مفهوم زنجیره ارزش پورتر بر این مبناست که ارزش پولی نیازهای سازمان برای مدیریت مجموعه فعالیت¬های اساسی در ایجاد ارزش، بیشتر از هزینه فراهم آوردن محصول یا خدمت حاصل از سازمان باشد (شکل 2-7). در مدل زنجیره ارزش پورتر، دو مجموعه مجزا از فعالیت¬ها وجود دارند: فعالیت¬های اساسی و فعالیت‏های -پشتیبانی. در سازمان¬های معمولی، فعالیت¬های اساسی مستقیما برای تولید و ارائه محصول یا خدمت مسئول‌اند (ونکاتارامان و پینتو ، 2008).

شکل 2- 5- مدل زنجیره ارزش پورتر(ونکاتارامان و پینتو ، 2008)
فعالیت¬های پشتیبانی که با هر یک از این فعالیت¬های اساسی پیوند دارند، کمک می¬کنند تا کارایی و تاثیرگذاری آن¬ها بهبود یابد (ونکاتارامان و پینتو ، 2008).

2-5-1-1- بررسی کاربرد تحلیل زنجیره ارزش در مطالعات کارت امتیازی متوازن
فرآیندها در BSC نقش مهمی را ایفا می‏کنند. اهمیت استراتژیک وجه فرآیندهای داخلی برای کسب و نگهداری مزیت رقابتی پایدار در تحلیل زنجیره ارزش پورتر اثبات و تشریح شده است(امینی اصل ، 2014).
اما مجموعه‏ای از فرآیندهای داخلی بهتر، سریع‏تر و ارزان‏تر نمی‏تواند استراتژی را پیش ببرد. کاپلان و نورتون (2008) در بررسی همسویی مدیریت فرآیندها با استراتژی سازمان، بر بهبود فرآیندهایی تاکید دارند که بیشترین سهم را در موفقیت استراتژی شرکت دارند.
مطالعات دربرگیرنده BSC و زنجیره ارزش پورتر بیش‏تر در باب بررسی اهم فرآیندها در پیاده‏سازی استراتژی و نقش مدل پورتر به‌عنوان یکی از تکنیک‏های مؤثر مدل‌سازی فرآیندهای کسب‏وکار بکار می‏رود(واسکنسلوس و همکاران، 2001 الف، ب، کاپلان و نورتون، 2008).
پژوهش حاضر نیز از نقشه فرآیندی مبتنی بر مدل زنجیره ارزش پورتر در شکل‏دهی مدل مفهومی همسویی خود بهره برده است. نقش این زنجیره در گام‏های مدل مفهومی همسویی در فصل سوم بحث می‏شود.

2-5-2- تکنیک‏های تصمیم‏گیری چندمعیاره
2-5-2-1- تحلیل سلسله‌مراتبی
روش تحلیل سلسله‌مراتبی در تصمیم‏گیری چندمعیاره کاربرد گسترده‌ای دارد. این روش را ساتی )1980( ابداع نمود. روش AHP از طریق چهار مرحله به راهکار بهینه می‌رسد: تجزیه، مقایسه دوبه‌دو، ایجاد بردار اولویت و ترکیب (ساتی، 1980).
باوجوداینکه روش AHP برای حل مسائل MCDM کاربرد فراوانی دارد، اما برخی از صاحب‌نظران به دلیل کاستی‌های زیر این روش را نمی‌پسندند (چنگ و همکاران،1999؛ چان ، 2003)
 این روش سنجه نامتقارنی را برای تخمین و ارزیابی‏ها بکار می‌بندد؛
 درروش AHP، ریسک و عدم اطمینان متغیرهای عملکرد تحت بررسی، در نظر گرفته نمی‏شوند،
 تصمیم‌گیری ذهنی، انتخاب و عملکرد تصمیم‌گیران باعث تاثیرپذیری بسیار می‌گردد،
 … .
به همین دلیل پژوهش حاضر تئوری مجموعه فازی را با پروسه AHP ترکیب نموده است تا برخی از مشکلات و کاستی‌های فوق را در مدلی که ارائه خواهد شد رفع نماید. در بخش بعدی تئوری فازی معرفی می‏شود و سپس در مورد روش تحلیل سلسله‌مراتبی فازی بحث خواهد شد.
2-5-2-2- تئوری مجموعه‌های فازی
برای بررسی مسائلی که با پیچیدگی‌های تفکر و تصمیم‌گیری انسانی مربوط هستند، زاده (1965) برای اولین بار، تئوری مجموعه‌های فازی را ارائه نمود. بلمن و زاده (1977) روش تصمیم‌گیری در محیط فازی را ارائه نمودند. یک عدد فازی مثلثاتی به‌صورت (l,m,u) نشان داده می‌شود. نشانه ~ در بالای یک علامت، نظیر ، نشان‌دهنده یک مجموعه فازی می‏باشد. پارامترهای l، m و u به ترتیب، نشان‌دهنده کمترین ارزش ممکن، محتمل‌ترین ارزش ممکن و بزرگ‌ترین ارزش ممکن که یک رویداد فازی را تشریح می‌کند، می‌باشد. هنگامی‌که l = m = u باشد، آن عدد غیر فازی است.